به گزارش میهن روابط عمومي استانداري فارس در اين باره روز پنجشنبه اعلام کرد: به دنبال سفر چند روز قبل استاندار فارس به بخش گراش شهرستان لارستان و شکايات مردم منطقه نسبت به مزاحمت معدن تنگ بادام، دکتر احمدزاده استاندار فارس دستور تعطيلي اين واحد معدني را به بخشدار اين بخش صادر کرد که به دليل کوتاهي بخشدار در اجراي دستور، استاندار فارس وي را از سمت بخشداري عزل کرد.
در حکم عزل بخشدار گراش از سوي استاندار فارس آمده است: با توجه به دستور صريح اينجانب مبني بر تعطيل کردن معدن تنگ بادام به دليل ايجاد مزاحمت براي اهالي محله و بي تفاوتي شما نسبت به استيفاي حق مسلم مردم، بدينوسيله از سمت بخشداري گراش عزل مي شويد.
پس از ابلاغ دستور استاندار فارس محل مربوط تعطیل و از تردد کامیون های سنگین از این محل جلوگیری به عمل آمد.
قابل ذکر است بنابر تبصره 20 ماده 55 قانون شهرداریها این فعالیت سال ها پیش میبایست متوقف میگردید
تبصره 20 ماده 55 قانون شهرداریها جلوگيري از ايجاد و تأسيس كليه اماكن كه به نحوي از انحاء موجب بروز مزاحمت براي ساكنين يا مخالف اصول بهداشت در شهرهاست، شهرداري مكلف است از تأسيسكارخانه ها ،كارگاهها،گاراژهاي عمومي و تعميرگاه ها و دكان ها و همچنين مراكزي كه مواد محترقه مي سازند و اصطبل چارپايانومراكزدامداريو بطوركلي تمام مشاغل و كسب هاييكهايجادمزاحمتو سروصداكنند يا توليد دود و يا عفونت و يا تجمع حشرات و جانوران نمايند جلوگيري كند و در تخريب كوره هاي آجرو گچ و آهك پزي و خزينه گرمابه هاي عمومي كه مخالف بهداشتاست اقدام نمايد و با نظارت و مراقبت در وضع دودكش هاي اماكن و كارخانه ها و وسائط نقليه كه كار كردن آنها دود توليد مي كند از آلوده شدن هواي شهر جلوگيري نمايد و هرگاه تأسيسات مذكور فوق قبل از تصويب اين قانون بوجود آمده باشد آنها را تعطيل كند و اگر لازم شود آنها را به خارج از شهر انتقال دهد.
اصل ماجرا از زبان ساکنین:
در طی 3 سال هیچگونه اقدامی جهت آرامش ما انجام نگردید.
وقتي وارد خيابان آبیاری ميشويم، اولین چیزی که توجه ما را به خود جلب ميكند خانه هاي قديمي است. دبستان شادوران آشفته و دبستان بانوحيدري و خانهي معلم در اين خيابان واقع شده است. كوچههاي اين محل، به خصوص کوچههای اطرف فخرآباد، بسيار باريك و تنگ و تو در تو هستند. حتی شايد كسي که براي اولين بار قدم در آنجا میگذارد در تشخيص مسير دچار مشكل شود. مسجد قمر بني هاشم در دل اين كوچههاي تنگ واقع شده است. حسينيهي حسينا هم توسط اهالي محل ساخته شده است. خيابان آبياري در زمان شهرداري حسين مهروري با كمك اهالي این منطقه آسفالت شد تا چهرهي بهتري به خود بگيرد.
به ديدار چند تن از اهالي اين محل رفتيم تا دربارهي مشكلات محل زندگيشان صحبت كنند. يادم آمد چند ماه قبل اهالي خيابان آبياري در شبكهي استان فارس به بيان مشكلات خودشان پرداخت و اعتراض اهالي محل را در مورد عبور و مرور ماشينهاي سنگين نیز بيان كرد. در آن برنامه، مجري شبكه ابراز اميدواري كرد که با پيگيري مسئولين، اين مشكل براي مردم اين منطقه حل شود. وقتي از یکی از اهالی خواستيم دربارهي مشكلات صحبت كند، او گفت: همهاش مشكل است. وي مشكل اصلي را تردد ماشينهاي سنگين عنوان كرد و با در آوردن پروندهی پيگيريهای ساکنین محله، در اين مورد گفت: «به خاطر رفت وآمد ماشينهاي سنگين، مشكلات متعددي داشتهايم. در گذشته که لولهها فرسوده بودند، با عبور ماشينها خراب مي شدند. در اثر روکش نداشتن سطح خیابان و بدون پوشش بودن بار ماشینها گرد و خاك به هوا بلند میشد. دو تا مدرسهي ابتدايي در این محله وجود دارد و اين ترددها براي دانشآموزان نیز خطرناك بود. از ساعت 5 صبح حركت ميكردند و تا 12 شب سرو صداي زيادي راه میانداختند و مردم آسايش نداشتند. مشکلات زیادی داشتیم و از همين رو ما در تاريخ 4/86 شكايت كرديم. دادگاه گفت اين مسئله مربوط به شهرداري است.
ما نيز به شهرداري مراجعه كرديم. اين موضوع ادامه داشت تا اینکه در تاريخ 9/86 در بخشداري قديم گراش اولين جلسه تشكيل شد. مشكلاتمان را بيان كرديم و در آنجا قرار شد اقاي ش. در مدت 45 روز جاده را جا به جا كند و ايشان تهعد دادند كه اين كار را انجام دهند. اين كار را انجام ندادند.
دفعهي بعد مدرسه هم شاكي شد كه ما هم مشكل داريم و والدين دانشآموزان از تردد ماشینهای سنگین در کنار مدرسه ميترسند و نگران فرزندانشان هستند. دو ماه بعد در تاريخ 12/11/86 ايشان را دعوت كرديم منزل و گفتيم شما گفتيد در عرض 45 روز جاده را جا به جا مي كنيد، ولي الان دو ماه گذشته است و كاري صورت نگرفته است. بار ديگر قول دادند که حداكثر در مدت 90 روز، آن هم به خاطر ايام عيد، اين كار را انجام دهند و گفتند در طول اين مدت، در وقت و زمان مشخصي حركت ميكنيم و خيابان را هم تميز ميكنيم تا گرد و خاك كمتر شود. باز هيچكدام از اين كارها به صورت مداوم صورت نگرفت. ما مردم محل هم ناگزير رفتيم فرمانداري و استانداري و شكايت خودمان را به آنجا برديم. استاندار نامهاي نوشتند براي فرمانداري و فرمانداري هم نامه زدند براي بخشداري و بار ديگر جلسهاي برگزار شد. این بار با حضور بخشدار و نماينده فرمانداري قرار بر اين شد كه ايشان تنها از ساعت7:30 صبح تا11:30 و12:30 تا 5 بعد از ظهر حرکتهایشان صورت بگيرد و 200 متر از جاده را هم آسفالت كنند. در صورت جلسه نیز ذكر شد كه در صورت عبور بيش از حد برخورد خواهد شد. ما ديگر نميدانيم باید چه کار کنیم. رفتيم شهرداري شكايت كرديم جواب نداد، شوراي شهر رفتيم جواب نداد، رفتيم بخشداري شكايت كرديم جواب نداد، تومار نوشتيم رفتيم فرمانداري شكايت كرديم جواب نداد. استانداري رفتيم جواب نداد. از شبكه ي استاني آمدند و حرفهايمان را فرياد زديم جواب نداد. از آن روز تا به حال بيشتر از 10 جلسه تشکیل شده و هميشه وعده دادهاند و عملي نشده است. من نمي دانم چرا يكي اين مشكل را حل نمي كند. به آقاي قائدي شهرداري جديد هم مراجعه كردهايم و ايشان هم قول دادهاند به مشكلاتمان رسيدگی کنند، ولي هنوز اكثر مشكلات حل نشده باقیمانده است و ساكنين محل همچنان رنج مي برند. سوال من اين است از تاريخ 4/86 تا به امروز چيزي در حدود دو سال و نيم گذشته است. ما به مراکز مربوطه زیادی مراجعه کردهایم، ولي تغيير چنداني مشاهده نكرده ايم. چرا؟ شهرداري حاضر است پول بيتالمال را بدهد و يكي بيايد هر روز خيابان آبياري را تميز كند كه آقاي ش. نفعاش را ببرد. به جز خيابان آبياري، تردد ماشين هاي سنگين در سطح شهر هم مشكل ايجاد ميكند.»